المسعودي ( مترجم : م . ابو القاسم پاينده )

121

التنبيه والإشراف ( فارسي )

كه خود او نصرانى بوده است . ما بين جالينوس و بقراط در حدود سيصد سال فاصله بوده زيرا بقراط در حدود يكصد سال پيش از اسكندر در ايام ارطخشست از ملوك ايران قديم بود كه به نظر من همان بهمن پسر اسفنديار پسر كىبشتاسب پسر كى - لهراسب بوده است . اين مطلب را جالينوس در كتاب ايمان بقراط و شرح آن كه حنين بن اسحاق آن را ترجمه كرده چنين آورده است : ارطخشست به حاكم خود در شهر قوس ولايت يونان كه در آن روزگار فرمانبردار وى بودند فرمان داد كه چند تالان پيش بقراط بفرستد ، و او را محرمانه به دريا روانه كند زيرا مرضى بنام موتان ميان ايرانيان رواج گرفته بود ولى بقراط اين را نپذيرفت كه به نظر وى علاج ايرانيان كه دشمنان يونان بودند موافق عدالت نبود . مسعودى گويد كه بقراطها سه تن بوده‌اند : يكى همين بقراط صاحب مؤلفات در طب كه جالينوس و ديگران آن را ترجمه و شرح كرده‌اند ، چون كتاب الفصول و كتاب تقدمه المعرفه كه كتاب بيماريهاى نو ظهور است و كتاب ماء الشعير كه كتاب علاج امراض است و كتاب ابتديما كه كتاب هواها و شهرهاست و كتابهاى ديگر كه در آداب و مسائل ديگر است و به دو منسوب است . وى از فرزندان سقلابيوس بوده كه بسبب حكمت خويش بنزد يونانيان اعتبارى داشته و در يكى از جزاير معبدى دارد كه بروزگار يونانيان پيش از ظهور نصرانيت مردم به زيارت آن ميرفته‌اند و افلاطون در كتاب فادن كه در موضوع نفس است از آن ياد كرده است . دو بقراط ديگر نيز از نسل همين بقراط بوده‌اند زيرا بقراط بزرگ دو پسر داشت يكى بنام تاسلوس و ديگرى دراقن و هر يك از آنها پسرى داشت كه پسر خود را بنام جدش بقراط ناميد . بسيارى از متقدمان و متأخران از آن جمله حنين بن اسحاق در كتاب الاسطقسات على رأى جالينوس على طريق المسألة و الجواب ، و هم پسران وى